شمارهٔ ۱۶۴
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
خطت صحیفه مه را نقاب مشگین کرد
عجب خطی ست که هرکس که دید تحسین کرد
همین بس است نشان قبول دعوت من
که چون دعای تو گفتم فرشته آمین کرد
هزار شکر که قسام رزق روز ازل
مرا ز خوان محبت وظیفه تعیین کرد
بیا که طوطی جان را غرض حدیث تو بود
هرآنچه در پس آیینه عشق تلقین کرد
کنون ز تلخی هجران چه غم خیالی را
که کام جان ز حدیث لب تو شیرین کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş