شمارهٔ ۱۸۲
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
راستی را شیوه ای کآن سرو قامت می کند
گر به قصد سرکشی نبود قیامت می کند
دوش فکر ماه می کردم که جانان رخ نمود
روشنم شد این که اظهار کرامت می کند
ناصح ما از هنر بویی ندارد غیر از این
کاو به چندین عیب خود ما را ملامت می کند
دل به یاد غمزه اش پیوسته بیمار از چه روست
زآن قد و قامت چو کسب استقامت می کند
ای خیالی گریه افزون کن که فردا پیش دوست
بیدلان را آب رو اشک ندامت می کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş