شمارهٔ ۲۰۸
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
کسی که سلسله زلف مشکبو دارد
کجا به حلقه عشاق سر فرو دارد
گدای میکده را حاصلی ز هستی نیست
به غیر دست که در گردن سبو دارد
دلا مراد دل خود ز غیر دوست مجو
که هرچه غایت مقصود توست او دارد
کسی به منزل مقصود بر طریق هوس
نمی رسد مگر آن کس که جستجو دارد
مقرر است که شایسته نکویی نیست
کسی که بد کند و خویش را نکو دارد
کمینه خاک در خود شمر خیالی را
به شکر آنکه خدایت به آب رو دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş