شمارهٔ ۳۲۱
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
من که باشم که بود لایق تو خدمت من
تو اگر بنده نوازی بکنی دولت من
به همین مژده ز خوان کرمت خوشنودم
که غم عشق تو شد روز ازل قسمت من
به هوای خط تو مشک فشان خواهد شد
هرگیاهی که بروید ز گل تربت من
پاسبانی درت چون سبب سلطنت است
کوس شاهی زنم آن دم که رسد نوبت من
با وجود قدح باده صافی باد است
حاصل هر دو جهان در نظر همت من
تو اگر پرسش احوال خیالی نکنی
باد باقی به جهان عمر ولی نعمت من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş