شمارهٔ ۵۴
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
دلا بنیاد جان را محکمی نیست
در او جز غم اساس خرمی نیست
چه پوشم راز دل از تو چو هرگز
میان ما و تو نامحرمی نیست
اگر در روضه رضوان صد ره از حور
تو را بهتر ندارد آدمی نیست
مرا هر لحظه رسوا کردن ای اشک
به پیش مردمان از مردمی نیست
اگر چه ماه نو بسیار خوب است
به خوبی ابرویت را زو کمی نیست
درون خلوت غم با خیالی
به غیر از ناله کس را همدمی نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş