شمارهٔ ۶۶
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
سرو بالای تو را شیوه بلا انگیزی ست
نرگس چشم تو بیمار ز بی پرهیزی ست
بر قمر قاعده زلف تو مشک افشانی ست
در شکر شیوه خط توعبیر آمیزی ست
سالها شد که ز شوق مه روی تو چو شمع
من دل سوخته را داعیه شب خیزی ست
گر ندارد به کف از غمزه شوخت تیغی
کار ابروی تو پیوسته چرا خون ریزی ست
از پی ریختن خون خیالی چشمت
اینکه در عین بلا تیغ کشید از تیزی ست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş