شمارهٔ ۲۱
ک کمال خجندی
0
Altın Yaprak
یکی شعر سلمان زمن بنده خواست
که در دفترم زآن سخن هیچ نیست
بدو گفتم آن گفته های چو آب
کز آن سان دری در عدن هیچ نیست
من از بهر تو مینوشتم و لیک
سخنهای او پیش من هیچ نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş