شمارهٔ ۹۶۳
ک کمال خجندی
0
Altın Yaprak
از در خویش مرا بر در غیری ببری
باز گویی به در غیر چرا میگذری
از تو هم پیش تو هم بر در تو داد مرا
فتنه گر هم تو و گویی که چرا فتنه گری
گرچه در بتکده رفتم ز در کعبه رواست
هم در تست در بتکده چون درنگری
کعبه و دیر تویی دیر کجا کعبه کجاست
نیست غیر از تو کسی غیر کرا میشمری
کعبه گر شد ز تو پر بتکده هم خالی نیست
کمیی نیست ترا کز همه بسیار تری
جویمت گه به در کعبه گهی بر در دیر
چون گدای تو شدم از تو شد این در بدری
رفت آوازه که امسال به حج رفت کمال
بس مبارک سفری چون تو به او هم سفری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş