شمارهٔ ۹۷۴
ک کمال خجندی
0
Altın Yaprak
ای صبا بر خاک کوی یار ما خوش می روی
شبه سراندازان بر آن زلف دوتا خوش می روی
می روی و باز می گویی به زلفش خال ما
گرچه می گویی پریشان ای صبا خوش می روی
واعظا تحسین خود تا کی که خوش ها می روم
گر به زودی می روی از پیش ما خوش می روی
ناوکش چون می رود در سینه می گوید دلم
گر از آن مژگانی ای تیر بلا خوش می روی
می روی در جان همه وقتی و می آید خوشم
زآنکه تو آب حیاتی دایما خوش می روی
گر قباپوشی چو غنچه ور کله هم لاله وار
با کله خوش می برآنی در قبا خوش می روی
گر رود مطرب به بزمی خواند ابیات کمال
هر کرا جانی ست گوید مطربا خوش می روی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş