شمارهٔ ۹۹۰
ک کمال خجندی
0
Altın Yaprak
بر گل به پای سرو چو رفتار می کنی
از لطف پای نازکت افگار می کنی
گر حال دل ز غمزه بپرسی چه گویمت
خوش می کنی که پرسش بیمار می کنی
پندی بده به زلف که خون های بیدلان
چندین چرا به گردن خود بار می کنی
با غمزه هم بگوی که در پیش مردمی
خواهم زدن که شوخی بسیار می کنی
گفتی جمال خویش نمایم به عاشقان
این خود کرامتی است که اظهار می کنی
ای طوطی این حدیث شکربار از آن تست
یا گفته منست که تکرار می کنی
سعدی اگر چو طوطی گویا بود کمال
طوطی خموش به چو تو گفتار می کنی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş