شمارهٔ ۱۳۷۲
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
سبزه ها نو می دمد بیرون رویم
مست در صحرای میناگون رویم
دوستان مستند و باران می چکد
همچنان خیزان فرا بیرون رویم
مطرب و می گر چه موجود است لیکن
خوبرویی نیست آخر چون رویم
ای صبا آن سرو بالا را بخوان
تا برون با آن رخ گلگون رویم
چند یاد سرو باری چندگاه
همره آن قامت موزون رویم
روی خوبان داروی بیهوشی است
چون زییم ار با چنین افیون رویم
جعد او گیریم و بر خسرو بریم
سلسله در دست بر مجنون رویم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş