شمارهٔ ۱۸۴۸
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
عالم آشوب تر از طره طرار خودی
فتنه انگیزتر از غمزه خونخوار خودی
پای افشرده و زانو زده ای در کاری
دامنت چون بگرفته ست و تو در کار خودی
آیت حسنی و پیچیده به طومار دو زلف
پیچ بر پیچ ز نیرنگ به طومار خودی
گر گرفتار توام نیست گرفتی بر من
که تو نیز از رسن زلف گرفتار خودی
صبر من طره طرار تو گر باز دهد
یا شریک عمل طره طرار خودی
دوش بوسی بزدم بر لبت آزرده شدی
باز کن لب نه اگر بر سر آزار خودی
وام بردی دل خسرو به گواهی دو چشم
اینک اینک خط تو گر نه به اقرار خودی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş