شمارهٔ ۱۸۶۱
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
سرمه اندر چشم خودبین می کنی
شانه اندر زلف پرچین می کنی
از ستم چندین که کردی کس نکرد
بس کن از بهر که چندین می کنی
در غم لبهای من گویی بمیر
مرگ را بر بنده شیرین می کنی
بگذری از مهر و گویی کاین کنم
مهر می باید ترا کاین می کنی
تا بود ما و خیالت در شرف
چشم خسرو پر ز پروین می کنی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş