شمارهٔ ۱۸۷۰
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
ای باد باز بر سر کوی که می روی
بوی که رهبرت شد و سوی که می روی
چندان گل و شکوفه که هستند خاک پات
در جستجوی روی نکوی که می روی
با این نسیم خوش که تو داری به بوستان
جایی دگر بگو که به بوی که می روی
زینگونه کز تو طره سنبل معطر است
تو بهر بوی کردن بوی که می روی
خوش می شود دلت که گذر می کنی به باغ
دانی به گرد گلبن روی که می روی
آنجا روی مگر که جهانی اسیر دل
در کوی تو روان تو به کوی که می روی
خسرو ز تشنگی بیابان هجر سوخت
ای آب زندگی تو به جوی که می روی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş