شمارهٔ ۲۴ - پیام پدر
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
ای ز نسب گشته سزای سریر
ور پسری همچو پدر بی نظیر
چشم منی هیچ غباری میار
دیده نشاید که بود پرغبار
تاتو ندانی که درین جستجوی
از پی ملک ست مرا گفتگوی
گر چه توانم ز تو این پا یه برد
از تو ستانم بکه خواهم سپرد
بهر خدا صورت خویشم نمای
روی مگردان و بترس از خدای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş