شمارهٔ ۸۱۱
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
هر که به دنباله کامی بود
پیش تو چون بنده غلامی بود
شاخ جوانیم ز سر بشکند
گر ز توام باز سلامی بود
ماه که در نیم بماند تمام
پیش رخت نیم تمامی بود
خون دلم خوردی و بگذاشتی
جرعه باقی که به جامی بود
نیز خوشم کز لب چون آتشت
هر که نشد سوخته خامی بود
جانش به صیاد نباید سپرد
هر که چو من بسته دامی بود
دوش به خسرو شکری داده ای
زان لب جان بخش که دامی بود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş