شمارهٔ ۹۶۰
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
داد خواهم اگر بخواهی داد
خواهم از آه صبحگاهی داد
جورکم کن چو آرزوی ترا
بر دل من خدای شاهی داد
خط تو از برای کشتن من
فتوی خون بیگناهی داد
غم دل می نهفتم آب دو چشم
در حق من به خون گواهی داد
ای پسر دیده سفید مرا
خال مشکین تو سیاهی داد
سخن تست سلک مروارید
کابر نیسان ز مه به ماهی داد
بوسه ای خواه بر من از لب خویش
وانگه از خاص خویش خواهی داد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş