شمارهٔ ۱۰۲
ک کوهی
0
Altın Yaprak
در عدم پیوست اظهار وجود
آنکه از غیب هویت در شهود
نیستی آیینه هستی بود
خیر وشر از بنده یکدیگر نمود
اعتبارات تعین نسبت است
گو مرکب میشود از فضل جود
هست آن شه در صلواة دایمون
پیش طاق ابروی خود در سجود
شد غنی هر ذره از خورشید غیب
چون در گنج هویت را گشود
کوهیا دیدی که مهر مه نقاب
هست با هر ذره در گفت و شنود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş