شمارهٔ ۱۱۹
ک کوهی
0
Altın Yaprak
سرو از قد تو در باغ گل اندام آمد
باده از رنگ لب لعل تو در جام آمد
هست این نقطه پاکیزه به آخر پیوست
گر همه صید شد و دانه شد و دام آمد
جام خورشید بدور تو کشد هر ذره
رحمت خاص تو بر هر دو جهان عام آمد
رفت کوهی ز ابد غایت اسرار ازل
در دل از دلبر جان بخش چو الهام آمد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş