شمارهٔ ۹۴
ک کوهی
0
Altın Yaprak
هر که شهوت بکشد روح مجرد باشد
وانکه دیوانه شود سالک سرمد باشد
آن دل آیینه حق است که از هر دو جهان
همچو خورشید فلک روشن و بی بد باشد
هر که دیوانه و عاشق بدر دوست نرفت
در قیامت که شود پیش خدا رد باشد
در دل تست خدا در نکر و در حق باش
سالک آن است که سرش همه با خود باشد
روز محشر که بجویند دل ریش مرا
تیر مژگان تو در سینه ما صد باشد
پیرو شرع نبی شو که به منزل برسی
رهبر هر دو جهان نور محمد باشد
پادشاها بکرم جانب کوهی بنگر
از عطاهای تو حیف است که در کد باشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş