شمارهٔ ۱۴۴
م مهستی گنجوی
0
Altın Yaprak
ای در طلب تو عمر من فرسوده
نابوده شده با تو دمی تا بوده
بر سفره انتظار خون جگرم
شد از پی حلوای لبت پالوده
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş