شمارهٔ ۲۴
م مهستی گنجوی
0
Altın Yaprak
ترکم سوی آماجگه آمد سرمست
وز چهره خود تیر و کمان اندر دست
هر تیر که چون منش ز خود در انداخت
نالان نالان برفت و در خاک نشست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş