شمارهٔ ۸
م مهستی گنجوی
0
Altın Yaprak
شبی به طنز گفتم به خواجه پور خطیب
نس فراخ چو بینی ز خشک و تر بفرست
اگر ز علت پیری ز مردی افتادی
به عاریت بر خاتون ز خر بفرست
ور این دو جنس که گفتم نیافتی آنگه
بده به غیر و ستان مزد خویش زر بفرست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş