شمارهٔ ۸۰
م مهستی گنجوی
0
Altın Yaprak
دل را چو می لب تو مدهوش کند
گر طعنه تو زهر بود نوش کند
دل خود چو تو را ببیند ای بینایی
هم راحت و هم رنج فراموش کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş