شمارهٔ ۸۹
م مجذوب تبریزی
0
Altın Yaprak
آهوی فیض را نکند بوالهوس شکار
کی شوق عنکبوت کند جز مگس شکار
غیر از نگار ما که ز خوبان ربوده دل
خورشید و ماه را نکند هیچ کس شکار
جز دل که یافت معرفت از آشیان تن
عنقا ندیده ام که کند با قفس شکار
روشن شود به وقت مناجات شمع دل
در کوه طور نیست به غیر از قبس شکار
کوشش به قدر خود کن و امیدوار باش
بی جست وجو دچار نگردد به کس شکار
واعظ که می زند ره مردم به گفت وگو
این اژدها نگر که کند با نفس شکار
دستار و ریش اگر نفریبد مرید را
آگه شود ز دام ته خار و خس شکار
شیطان مگو مقید آن طوق لعنت است
کان پیرسگ همیشه کند در شکار
مجذوب دل بده به تمنا که هیچ کس
آهوی فیض را نکند با هوس شکار
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş