شمارهٔ ۲۶۳
م مسعود سعد سلمان
0
金叶
ای دشمن و دوست مر تو را یک عالم
خاری و گلی با من و با یک عالم
در بسته به تو مهر و وفا یک عالم
مانده ز تو در خوف و رجا یک عالم
为这首诗添加译文 ·
为这首诗评分
还没有评分