شمارهٔ ۳۰۶
م میرداماد
0
Altın Yaprak
ای دیده زکات گیر نظاره تو
وز قید حیات رست بیچاره تو
آن عارض آتشین به خورشید نمای
تا جزیه دهی کند به رخسار تو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş