بخش ۲
م محمد بن منور
0
Altın Yaprak
هم خواجه بوطاهر شیخ گفت روزی سلطان طغرل کس فرستاد و خواجه بومنصور ورقانی را که وزیر وی بود بخواند او گفت من هنوز نماز چاشت نگزارده ام نتوانم آمد آنکس چون این سخن بشنید به خدمت سلطان باز نمود سلطان هیچ چیز نگفت چون خواجه بومنصور از اوراد فارغ شد به خدمت سلطان آمد سلطان گفت ای خواجه هر وقت کی ما را با تو شغلی باشد و ترا بخواهیم گویند قرآن می خواند یا نماز می گزارد و شغل فرو می ماند بومنصور گفت چنین است کی سلطان می فرماید و بدانکه من بندۀ خدایم و چاکر تو تا حق فرمان خدای بجای نیارم بچاکری تو نیز نپردازم اگر تو وزیری یابی که بندۀ خدای نبود وجمله چاکر تو بود من رفتم بخانه باز شوم سلطان گفت البته من هیچ چاکر نیابم کی نه بندۀ خدای بود و مرا بر تو هیچ مزید نیست تو هر بندگی کی بتوانی کرد بر درگاه بکن آنگه به شغل من آی بومنصور از خدمت سلطان بازگشت و بخانه آمد این خبر به شیخ ما رسید و شیخ در آن وقت به نشابور بود چون این خبر به سمع شیخ رسید فرمود تاستور زین کنند تا روی بتهنیت وی نهد چون از خانقاه بیرون آمد حسن مؤدب درویشی را پیش فرستاد تا خواجه بومنصور را خبر دهدچون شیخ بدر سرای وی رسید دروان حسن مؤدب را گفت زودتر درشوید که تا خبر آمدن شیخ بخواجه رسیده است خواجه در میان سرای به پای ایستاده بود کی چنان بزرگی بعزم سلام ما برپای باشد و ما نشسته چون شیخ در سرای شد وی را دید در میان سرای ایستاده گفت سبب چیست کی خواجه ایستاده است چنین برپای گفت چون خبر آمدن شیخ شنیدیم بر پای ایستادیم تا ترا ننشانیم ننشینیم خواجه گفت کار دو جهانی ما برآمد چون شیخ بنشست وی را تهنیتها گفت خواجه گفت یا شیخ می ترسیدم کی این سلطان ترکست و متهور نباید کی بتهور کاری کند شیخ گفت چون به خدمت می شوی دعاء یوم الاحزاب می خوان کی از رسول صلی الله علیه درست شده است کی هرکه پیش سلطان رود و دعاء احزاب می خواند او را هیچ رنجی نرسد و مقضی الحاجة بازگردد و دعا اینست اللهم انانعوذ بنور قدسک و عظمة طهارتک و برکة جلالک من کل آفة و من کل سوء و عاهة و من طوارق اللیل و النهار الا طارقا یطرق بخیر منک یا رحمن اللهم انت غیاثنافبک نغوث و انت ملاذنا فبک نعوذ یامن ذلت له رقاب الجبابرة و خضعت له اعناق الفراعنة نعوذبک من خزیک و کشف سترک و نسیان ذکرک و الانصراف عن شکرک ذکرک شعارنا و ثناؤک دثارنا فی نومنا و قرارنا و ظعننا و اسفارنا و لیلنا و نهارنا اضرب علینا سرادقات حفظک و ادخلنا جمیعا فی خفض عنایتک وجد علینا بخیر منک یا رحمن یا رحیم یا لا اله الا انت وحدک لاشریک لک نستغفرک و نتوب الیک
خواجه بوطاهر گفت کی در آن وقت کی شیخ مرا به نسا فرستاد مرا این دعا آموخت و گفت ازین دعا غافل مباش یاحنان یا منان یا دیان یا برهان یا سبحان یا رحمن یا مستعان یا عزیز الشأن یادایم السلطان یا کثیر الخیر والاحسان نعوذ بک من الحرمان و الخذلان
شیخ این دعا دراوراد بامداد خوانده است بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله ما شاء الله لایأتی بالخیر الا الله بسم الله ما شاء الله و ما بنا من نعمة فمن الله ما شاء الله ولاحول و لاقوة الا بالله بسم الله لایضر مع اسمه شیء فی الارض و لافی السماء و هو السمیع العلیم بسم الله الشافی بسم الله الکافی بسم الله المعافی بسم الله ذی الشأن الشدید السلطان العظیم البرهان ما شاء الله کان اعوذ بالله من الشیطان و نزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین فتحصنا بالحی الذی لایموت و رمینا من ارادنا بسوء بلااله الا انت و تمسکنا جمیعا بالعروة الوثقی لاانفصام لها والله سمیع علیم
این دعا هم به روایتی درست از شیخ ما قدس الله روحه العزیز درست گشته است که هر روز بعداز نماز بامداد می خوانده است الحمدلله رب العالمین حمدا کثیرا طیبا مبارکا کما یحبه ربنا و یرضی کما ینبغی لکرم وجهه و عز جلاله و الحمدلله حمدا لاانقضاء لعدده و لاانتهاء لمدده و الحمدلله الذی حللنا لیوم عاقبته و اقالنا بعمل عافیته و الحمدلله حمدا بعدد احسانه و فضله علیناو علی جمیع خلقه و الحمدلله حمدا بعدد حسنات خلقه و سییاتهم اذ فضلنا علی کثیر ممن خلقه اللهم لک الحمد بجمیع محامدک کلها علی جمیع نعمایک کلها علینا و علی جمیع خلقک کلهم و صلوات الله و ملایکته و رسله و جمیع خلقه علی نبینا محمد و علی آله علیهم السلام و رحمة الله و برکاته مرحبا مرحبا بالحافظین و حیاکما الله من کاتبین ملکین رفیقین شاهدین عدلین جزاکما الله عنی من جلیسین کریمین خیرا کتبا رحمکما الله و رضی عنکما بسم الله و بالله و لاحول و لا قوة الا بالله و اشهد ان لا اله الاالله وحده لاشریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنة حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور اصبحت عبدا مملوکا لااقدر ان اسوق الی نفسی خیر ما ارجو و لا ان اصرف عن نفسی شرما احذر اصبحت علی فطرة الاسلام و کلمة الاخلاص و علی دین نبینا محمد صلی الله علیه و علی ملة ابینا ابراهیم علیه السلم و ولایة ولیهما و البرایة من عدوهما اللهم انی اصبحت فی عافیتک و نعمتک فاتمم علی عافیتک و نعمتک اللهم بک اصبحت و بک امسیت و بک احیی و بک اموت و علیک اتوکل و الیک النشور و لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş