حکایت شمارهٔ ۱۰۹
م محمد بن منور
0
Altın Yaprak
وقتی احمد بولیث نزدیک شیخ آمده بود چون باز می گشت شیخ کسی را با وی بفرستاد چون باز آمد پرسید کی در راه احمد چه می گفت گفت حدیث نعمتهای خدای تعالی می گفت شیخ گفت کدام نعمتها را می گفت این نعمتها بردرجاتست آن نعمت کی با ما کرده است یا آن نعمت کی با شما کرده است آن نعمت کی با ما کرده است بلندترین و بزرگترین نعمتهاست و آن نعمت کی با شما کرده است میانه است و تمام شود پس گفت پیری بوده است و موی سر باز نکرده تا کژدم در سرش آشیانه نهاد و بچه کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş