حکایت شمارهٔ ۱۷
م محمد بن منور
0
Altın Yaprak
امام ابوبکر محمدبن احمد الواعظ السرخسی گفت کی از خواجه احمد محمد صوفی شنودم کی گفت درویشی از اصحاب خانقاه من بعد از وفات شیخ ما قدس الله روحه العزیز او را بخواب دید کی شیخ را گفتی ای شیخ تودر دنیا بر سماع و لوعی تمام داشی اکنون حال تو با سماع چیست شیخ او را گفتی
از لحنهای موصلی و لحن ارغنون
آواز آن نگار مرا بی نیاز کرد
چون شیخ این بگفت درویش نعره بزد و ازخواب بیدارگشت و حالتی بر وی پدید آمد چون ساکن شد از وی حال پرسیدیم ما را این حکایت برگرفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş