شمارهٔ ۱۰۱
م محمد بن منور
0
Altın Yaprak
شیخ را درویشی گفت یا شیخ دعایی در کار ما کن شیخ ما گفت هیچ کار را مشاییاکی شایستۀ هر کار که گشتی در بند آن ماندی و آن حجاب تو گشت از خدای تو قاعدۀ بندگی برنیستی است تا ذرۀ اثبات در صفات تو می ماند حجاب می ماند اثبات صفات خداوند است ونفی صفات بنده موسی گفت فارسل الی هرون نه از نبوت می گریخت ولکن نفی را ذوق یافته بود می گفت ما را هم درین نیستی بگذار که از بود خود سیر گشته ایم و بلاهای بسیار کشیده ایم گفتند نبوت را نفی خلقیت می باید کی رسول صلی الله علیه و سلم همچنین گفت در غار کی یا جبرییل ما را همچنین بی سر و پای بگذار و او می گفت اقرأ واو می گفت انا لست بقاریء اینجا بزرگان و دنیاداران هستند ازمزدور خدیجه و یتیم بوطالب چه می خواهی
سودت نکند بخانه در بنشستن
دامنت بدامنم بباید بستن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş