شمارهٔ ۲۱
م محتشم کاشانی
0
Altın Yaprak
روی ناشسته چو ماهش نگرید
چشم بی سرمه سیاهش نگرید
بر سر سرو ملایم حرکات
جنبش پر کلاهش نگرید
نگهش با من و رویش با غیر
غلط انداز نگاهش نگرید
مهر من گشته یکی صد ز خطش
اثر مهر و گیاهش نگرید
شاه حسنش سپه آورده ز خط
عالم آشوب سپاهش نگرید
عذرخواهی کندم بعد از قتل
عذر بدتر ز گناهش نگرید
می رود غمزه زنان از کشته
پشته ها بر سر راهش نگرید
دود از چرخ برآورده دلم
اثر شعله آهش نگرید
محتشم کوه ستم راست ستون
تن کاهیده چو کاهش نگرید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş