شمارهٔ ۲۳۳
م محتشم کاشانی
0
Altın Yaprak
رندان که نقد جان به می ناب می دهند
باغ حیات را به قدح آب می دهند
عشق تو بسته خوابم و چشمانت از فریب
دل را نوید وصل تو در خواب می دهند
بازی دهندگان وصال محال تو
ما را نشان به گوهر نایاب می دهند
فیضی که آتشین دم عیسی به مرده داد
در دیر ساقیان به می ناب می دهند
داری دوزخ که روز و شب از حسن بی زوال
پرتو به مهر و نور به مهتاب می دهند
من دل ز توده ته گلخن نمی کنم
جایم اگر به بستر سنجاب می دهند
مهر آزماست زهر وفا محتشم از آن
شیرین لبان مدام با حباب می دهند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş