شمارهٔ ۲۷۴
م محتشم کاشانی
0
Altın Yaprak
به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آید
به استقبال خیل او تزلزل در زمین آید
به سرعت شخص طاقت پا بگرداند ز پشت زین
دمی کان سرو آزاد زمین بر روی زین آید
چو او بر خانه زین جان کند بهر تماشایش
فغان و ناله از دلها و از چرخ برین آید
زمین پر گردد از نقش جبین ماه رخساران
در آن فرخ زمان کان آفتاب مه جبین آید
به حکم دل ز لعل یار داد خویش بستانم
مرا روزی که ملک وصل در زیر نگین آید
ختایی ترک آمد محتشم این که در جنبش
به یک دنباله از آهوی مشگینش به چین آید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş