شمارهٔ ۴۹۹
م محتشم کاشانی
0
Altın Yaprak
پرده ما میدری کایین زیباییست این
عالمی را ساختی رسوا چه رسوایی است این
جلوه کردی با قد رعنا و کشتی خلق را
ای جهانی کشته قدت چه رعنایی است این
وضع بدمستانه ات زد مجلس یاران بهم
رسم یاری یا طریق مجلس آراییست این
هرکه در راهی به عزت کشته ای را دید و گفت
صید ناوک خورده آن ترک یغمایی است این
هرکجا بوی می آمد رفتی آنجا همچو باد
باده پیمایی نگویم باد پیمایی است این
جیب چندین تهمت آلوده است حالا از تو چاک
گر بدانی موجب صد دامن آلاییست این
دی شنید از محتشم هرچند تلخ آن نوش لب
گفت از بی طاقتی و ناشکیبایی است این
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş