بخش ۱۱
ن نصرالله منشی
0
Altın Yaprak
چون دمنه از این سخن فارغ شد اعجاب شیر بدو زیادت گشت و جواب های نیکو و ثناهای بسیار فرمود و با او الفی تمام گرفت و دمنه به فرصت خلوت طلبید و گفت مدتی است تا ملک را بر یک جای مقیم می بینم و نشاط شکار و حرکت فرو گذاشته است موجب چیست شیر می خواست که بر دمنه حال هراس خود پوشانیده دارد در آن میان شنزبه بانگی بکرد بلند و آواز او چنان شیر را از جای ببرد که عنان تملک و تماسک از دست او بشد و راز خود بر دمنه بگشاد و گفت سبب این آواز است که می شنوی نمی دانم که از کدام جانب می آید لکن گمان می برم که قوت و ترکیب صاحب آن فراخور آواز باشد اگر چنین است ما را اینجا مقام صواب نباشد
دمنه گفت جز بدین آواز ملک را از وی هیچ ریبتی دیگر بوده است گفت نی گفت نشاید که ملک بدین موجب مکان خویش خالی گذارد و از وطن مالوف خود هجرت کند چه گفته اند که آفت عقل تصلف است و آفت مروت چربک و آفت دل ضعیف آواز قوی و در بعضی امثال دلیل است که به هر آواز بلند و جثه قوی التفات نشاید نمود شیر گفت چگونه است آن
گفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş