بخش ۴ - محاسن عدل

ن نصرالله منشی
0 Altın Yaprak
این قدر از فضایل ملک که تالی دین است تقریر افتاد اکنون شمتی از محاسن عدل که پادشاهان را ثمین تر حلیتی و نفیس تر موهبتی است یاد کرده شود و در آن هم جانب ایجاز و اختصار را به رعایت رسانیده آید بعون الله و تیسیره قال تعالی یاد داود انا جعلناک خلیفة فی الارض فاحکم بین الناس بالحق داوود را صلی الله علیه با منقبت نبوت بدین ارشاد و هدایت مخصوص گردانید نه بهر آنکه در سیرت انبیا جز نیکوکاری صورت بندد اما طراوت خلافت به جمال انصاف و معدلت متعلق است و در قصص خوانده آمده است که یکی از منکران نبوت صاحب شریعت این آیت بشنود که ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی یعظکم لعلکم تذکرون متحیر گشت و گفت تمامی آنچه در دنیا برای آبادانی عالم به کار شود و اوساط مردمان را در سیاست ذات و خانه و تبع خویش بدان احتیاج افتد مثلا نفاذ کار دهقان هم بی ارزان ممکن نگردد در این آیت بیامده است و کدام اعجاز ازین فراتر که اگر مخلوق خواستی که این معانی در عبارت آرد بسی کاغذ مستغرق گشتی و حق سخن بر این جمله گزارده نشدی در حال ایمان آورد و در دین منزلت شریف یافت و واضح فرمان که بر ملازمت سه خصلت پسندیده مقصور است و نهی که بر مجانبت از سه فعل نکوهیده مشتمل پوشیده نماند و به تقریر و ایضاح آن حاجت نباشد و در ترجمه سخنان اردشیر بابک خفف الله عنه آورده اند که لاملک بالرجال و لارجال الا بالمال و لامال الا بالعماره و لا عماره الا بالعدل والسیاسة معنی چنان باشد که ملک بی مرد مضبوط نماند و مرد بی مال قایم نگردد و مال بدست نیاید و عمارت بی عدل سیاست ممکن نشود و بر حسب این سخن می توان شناخت که آلت جهان گیری مال است و کیمیای مال عدل و سیاست است و فایده در تخصیص عدل و سیاست و ترجیح آن بر دیگر اخلاق ملوک آن است که ابواب مکارم و انواع عواطف را بی شک نهایتی است و رسیدن آن به خاص و عام تعذر ظاهر دارد ولکن منافع این دو خصلت کافه مردمان را شامل گردد و دور و نزدیک جهان را ازان نصیب باشد چه عمارت نواحی و مزید ارتفاعات و تواتر دخلها و احیای موات و ترفیه درویشان و تمهید اسباب معیشت و کسب ارباب حرفت و امثال و اخوات آن به عدل متعلق است و امن راه ها و قمع مفسدان و ضبط مسالک و حفظ ممالک و زجر متعدیان به سیاست منوط و هیچ چیز بقای عالم را از این دو باب قوی تر نیست و نیز کدام نکوکاری را این منزلت تواند بود که مصلحان آسوده باشند و مفسدان مالیده و هر گاه که این دو طرف به واجبی رعایت کرده آید کمال کامگاری حاصل آید و دل های خاص و عام و لشکری و رعیت بر قاعده هوا ولاقرار گیرد و دوست و دشمن در ربقه طاعت و خدمت جمع شوند و نه در ضمیر ضعیفان آزاری صورت بندد و نه گردن کشان را مجال تمرد ماند و ذکر آن در آفاق سایر شود و کسوت پادشاهی مطرز گردد و رهینه دوام در ضمن این به دست آید این کلمتی چند موجز از خصایص ملک و دولت و محاسن عدل و سیاست تقریر افتاد اکنون روی به دگر اغراض آورده شود والله الموفق لاتمامه بمنه وسعة جوده

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.