پاسخ ظالم در روز قیامت

م ملا احمد نراقی
0 Altın Yaprak
روز قیامت را به یاد آور و زمان مواخذه را در نظر بگیر و خود را در حضور پروردگار خود ایستاده بین و مستعد جواب ظلم و ستم بر بیچارگان شو و جواب آنها را مهیا کن پس ای کسانی که زمام اختیار بندگان خدا را در دست دارید و خلعت مهتری و سروری در بر کرده اید یاد آورید روزی را که در دیوان اکبر ملوک و سلاطین عدالت گستر به خلعت زیبای آمرزش ارجمند و به تاج و هاج کرامت سربلند گردند مبادا شما لباس یأس در بر و خاک مصیبت بر سر اشک حسرت از دیده ببارید و دست ندامت بر سر زنید خطابین که بر دست ظالم برفت جهان ماند و او با مظالم برفت و چون از فکر آخرت و روز حسرت و ندامت بپردازید احوال دنیای خود را ملاحظه نمایید و مفاسد دنیویه ظلم و ستم را متذکر گردید و بدانید که عاقبت آن نیست مگر اینکه قوت و شوکتی که حضرت رب العزه داده به شیامت آن باز می گردد چنان که والی مملکت عدالت و سر بر آرای کشور ولایت فرمود که هیچ سلطانی نیست که خدای تعالی او را قوت و نعمتی داده باشد و او به دستیاری آن قوت و نعمت بر بندگان خدا ظلم کند مگر اینکه بر خدای لازم است که آن قوت و نعمت را بازگیرد نمی بینی که خدای تعالی می فرماید ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم یعنی به درستی که خدای تعالی تغییر نمی دهد آنچه با طایفه ای هست از شادی و دولت یا رنج و محنت تا آنکه ایشان نیات و اعمال خود را تغییر بدهند و هم از سخنان هدایت بنیان آن حضرت است که بالظلم تزول النعم یعنی به سبب ظلم نعمتها زایل می گردد و به نکبت مبدل می شود و به شومی آن احوال ملک و مملکت زبون و تخت و دولت سرنگون می گردد و پادشاهی به واسطه عدالت با کفر پاینده می شود و با وجود ایمان با ظلم و ستم نمی ماند خانه هر ملک ستمکاری است دولت باقی به کم آزاری است پایداری به عدل و داد بود ظلم و شاهی چراغ باد بود آری بسا باشد که ستمکار ظالم بیدادی بر بیچاره کند که در چاره جوییش از هر کجا بسته و دست امیدش از همه جا گسسته می شود ناچار شکوه و داد خواهی به درگاه پادشاهی برد که ساحت رحمتش گریزگاه بی پناهان و غمخواری مرحمتش فریادرس داد خواهان است میر دیوان عدلش به دادخواهی گدای بی سروپایی خسرو تاجداری را دست اقتدار در زیر تیغ انتقام می نشاند و سرهنگ سیاستش برای خاطر پریشانی سلطان والا شأنی را پالهنگ عجز در گردن افکنده و به پای دار مکافات می داوند مظلومی از ضرب چوب ظلمی بر خود بپیچد که شحنه غضبش با وی در نپیچد و ستم کیشی اشکی از دیده درویشی فرو نریزد که سیلاب عقوبتش بنیان دولت وی از هم بریزد نخفته است مظلوم زاهش بترس ز دود دل صبحگاهش بترس نترسی که پاک اندرونی شبی برآرد ز سوز جگر یا ربی چراغی که بیوه زنی برفروخت بسی دیده باشی که شهری بسوخت پریشانی خاطر دادخواه براندازد از مملکت پادشاه ستاننده داد آن کس خداست که نتواند از پادشه داد خواست از حضرت صادق علیه السلام مروی است که بترسید از ظلم کردن به درستی که دعای مظلوم به آسمان بالا می رود و به محل استجابت می رسد گویند یکی از پادشاهان با هوش که از تیر دعای خسته دلان با حذر بودی فرموده بود که این دو بیت بر بساط وی نقش کرده بودند که روز و شب در نظر وی باشد لا تظلمن اذا ما کنت مقتدرا فالظلم مقدره تفضی إلی الندم تنام عیناک و المظلوم منتبه یدعو علیک و عین الله لم تنم یعنی زنهار ظلم مکن در وقت توانایی که آخر آن ندامت و پشیمانی است زیرا که در دل شبها چشم تو در خواب استراحت و مظلوم با دیده بی خواب لب او به نفرین تو باز است و ذات پاک خداوند عادل از خوابیدن مبرا و ناله مظلومان را شنواست زود باشد که شحنه عدلش به جانبداری آن مظلوم تیغ قهر کشیده سزای آن در کنارت نهد اگر زیر دستی برآید ز پای حذر کن ز نالیدنش بر خدای گرفتم ز تو ناتوانتر بسی است تواناتر از تو هم آخر کسی است سلطان محمود غزنوی می گفته که من از نیزه شیر مردان این قدر نمی ترسم که از دوک پیره زنان و با وجود همه اینها خود ظلم و ستم باعث پریشانی رعیت و موجب ویرانی مملکت می گردد چنانچه حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرموده اند که آفت العمران من جور السلطان یعنی خرابی معموره ها از جور و ستم پادشاه است و دیگر می فرماید من ظلم رعیته نصر اعدایه یعنی هر که بر رعیت خود ظلم کند یاری دشمنان خود کرده فراخی در آن مرز و کشور مخواه که دلتنک بینی رعیت ز شاه دگر کشور آباد بیند به خواب که بیند دل اهل کشور خراب علاوه بر آنچه مذکور شد نام آن ستمکار در اطراف و اقطار به ظلم و ستم اشتهار می یابد و دل نزدیک و دور از او نفور می گیرد و سالهای سال و قرنهای بی شمار بدنامی و رسوایی در دودمان او می ماند و در روزگاران بدی او را یاد می کنند و چه زیانکاری از این بدتر و بالاتر است خرابی و بدنامی آید ز جور بزرگان رسند این سخن را غور تفو بر چنان ملک و دولت بود که لعنت بر او تا قیامت بود نماند ستمکار بد روزگار بماند بر او لعنت پایدار

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.