شمارهٔ ۵۴۴
س سیدای نسفی
0
Altın Yaprak
گر در خط بتان به تأمل فرو روی
چون آب و رنگ بر روق گل فرو روی
دستت دکان مشک فروشان چین شود
چون شانه گر در آن خم کاکل فرو روی
از بزم این گروه که دورش بود جنون
گر پا نمی کشی به تسلسل فرو روی
ای دست احتیاج مشو ز آستین برون
در عهد ما به کیسه بی پل فرو روی
اغیار را به صحبت خود می بری به زور
بینی اگر مرا به تغافل فرو روی
ای شانه مو به مو بگو عرض حال من
امشب اگر به خدمت کاکل فرو روی
ای سیدا اگر به سوی هند بگذری
در گنج همچو حاکم کابل فرو روی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş