شمارهٔ ۸
ع عمادالدین نسیمی
0
Altın Yaprak
آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما
روز و شب خون ز ره دیده فشانید شما
دیده دل بگشایید و نکو درنگرید
می رود عمر چه در بند جهانید شما
چون روی از پی دنیی برود دین از دست
وز پی سود جهان بس بزیانید شما
پیش دارید یکی راه عجب دور و دراز
نیک کوشید در این راه نمانید شما
هیچ کس نیست که این راه ندارد در پیش
گورها را نگرید ار به گمانید شما
اگر از قوس قضا تیر اجل بر تو رسد
بهر آن تیر یقین جمله نشانید شما
ای نسیمی چو تو خورشید برآمد به جهان
این همه ذره بدان نور نهانید شما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş