محبوبم الله لبیک لبیک مطلوبم الله لبیک لبیک کرگچه مین بول باشم جدایه بو تن بو تسلیم حکم قضایه…
شد چو خرگاه امامت چون صدف خالی از درهای دریای شرف شاه دین را گوهری بهر نثار جز در غلطان نماند اندر کنار…
بس که خونبار است چشم خامه ام بوی خون آید همی از نامه ام ترسمش خون باز بندد راه را سوی شه نابرده عبدالله را…
ایتدی غم طغیان سرور قلب ناشادیم اویان اود دوتوب جلم چخوب قلا که فریادیم اویان آچیلوب قان چشمه ساری آلدی دور چشممی اولدی سیل اویناقی کنج محنت آبادیم اویان…
وقت آن شد که کشد کلک نزار چون نی از دل ناله های زار زار بر نگارد داستان شاه را قصه پر غصه جانکاه را…
الوداع ای سرو ناز گلشن جان الوداع الودای ای اکبر ناکام عطشان الوداع دور تماشا قیل کیم اولدی دام صیاده اسیر قمری آزادون ای سرو خرامان الوداع…
جبرییل آمد شتابان بر زمین از فراز عرش رب العالمین دید صحرایی سراسر لاله زار ارغوان در وی قطار اندر قطار…
ای فرس با تو چه رخ داده که خود باخته ای مگر اینگونه که ماتی توشه انداخته ای ای همایون فرس پادشه سدره مقام که چراگاه بهشت است ترا جای خرام…
گفت شاها من فرشته آتشم که سمندوار بر آتش خوشم حکم کن این نایب رب النجوم سوزم این حزب شیاطین از رجوم…
نیک پی اسب چرا بی رخ شاه آمده ای پیل بودی تو چرا مات ز راه آمده ای برگ برگشته و تن خسته و بگسسته لگام هوش خود باخته با حال تباه آمده ای…
چون گرفتند ره کوی شهادت در پیش زمرۀ خیل اسیران به هزاران تشویش هر یکی نعش شهیدی به بر آورد چو جان کرد با همدم خود شرح پریشانی خویش…
شد فرشته نار با صد دود آه که فرشته باد آمد با سپاه گفت کای دارندۀ چرخ بلند بر جفا صبر و تحمل تا به چند…
شد فرشته باد بر مرکز نوان که فرشته آب شد سویش روان گفت کای در بحر موسی را دلیل سوی تو آورده ام صد رود نیل…
برادر بی تو در چشمم جهان تنگست می نالم فلک را بی سبب با من سر جنگست می نالم به صید آشیان گم کرده مرغ بی پر و بالی ز هرسو دامن قومی پر از سنگست می نالم…
شد فرشتۀ آب و پیش آمد غمین خاک بیزان بر سر افراشته زمین گفت کای نازان به تو جان های پاک ای تو مقصود از مزاج آب و خاک…
15 / 345 gösteriliyor