بخش ۱۶ - آمدن فرشتهٔ آب به جهت یاری
ن نیر تبریزی
0
Altın Yaprak
شد فرشته باد بر مرکز نوان
که فرشته آب شد سویش روان
گفت کای در بحر موسی را دلیل
سوی تو آورده ام صد رود نیل
هین فروزان سیل ها در غرب و شرق
یکسر این فرعونیان را ساز غرق
کن ز بنیاد این سواد مخترم
چون سبا بر کنده از سیل عرم
حکم کن ای نوح تا سازم غریق
جمله در غرقاب طوفان این فریق
آبرا بر قبطیان می ساز خون
ای تو موسی را به وادی رهنمون
گفت کای افرشته فرخنده کیش
عذر پیش آور که بردی آب خویش
قدرت الله نیست محتاج مدد
رو فرو خوان قل هو الله احد
هفت دریا را مکان از مشت ماست
آبها را منبع از انگشت ماست
آب کو بد حامل عرش مجید
ای فرشته خود ز ما آمد پدید
من نمودم شق به موسی نیل را
وارهاندم از وی اسراییل را
خواهم ار این خاکدان کردن خراب
می کشم از جنبشی یکسر در آب
امر ما را بسته طوق انقیاد
استطقس آب و آتش خاک و باد
ای فرشته آب راه خویش گیر
ره کز آنجا آمدستی پیش گیر
آتشم ترسم ز تاب التهاب
آب هایت را کند یکسر سراب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş