بخش ۱۶ - ایضا
ن نیر تبریزی
0
Altın Yaprak
برادر بی تو در چشمم جهان تنگست می نالم
فلک را بی سبب با من سر جنگست می نالم
به صید آشیان گم کرده مرغ بی پر و بالی
ز هرسو دامن قومی پر از سنگست می نالم
نه زنجیر جفا بر گردنم تنک است از آن گویم
که عنقا را ز طوق آهنین ننگست می نالم
بنالد بلبل از هجران گل امامن از وحشت
هنوزم دامن وصل تو در چنگست می نالم
به جانان درد دل ناگفته ماند ای اشک امدادی
که دل در اضطراب از ناله زنگست می نالم
برادر مرده را با ناله دمسازی کنند اما
سلامت باد من نای و دف و چنگست می نالم
بیابان دور و مقصد ناپدید و رهزنان در پی
جهان تاریک و ره پر سنگ و پا لنگست می نالم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş