بخش ۵۸ - وله ایضا رحمه الله
ن نیر تبریزی
0
Altın Yaprak
همتی کز پا نشستم یا علی
مانده ام بر گیر دستم یا علی
تا بدیدار تو چشمم باز شد
از جهان دل بر تو بستم یا علی
مردم ار مست می خمخانه اند
من ز مینای تو مستم یا علی
من ندانم چیستم یا کیستم
از تو هستم هرچه هستم یا علی
خواجگی کن عهد خود مشکن من ار
عهد خود با تو شکستم یا علی
پایه از چرخ بلندم برتر است
بر درت تا خاک پستم یا علی
از گیاه خاک بستان توام
گر تبر زدوز کیستم یا علی
برعطای تست چشمم کز خطا
تیر فرصت شد ز شستم یا علی
خلق اگر دل بر گدایان بسته اند
من گدای شه پرستم یا علی
ایعصای رهروان دستی که من
پای خویش از تیشه خستم یا علی
زاهدان در انتظار کوثرند
من خوش از جام الستم یا علی
پای مردی کن زلطفم دستگیر
نیر بی پا و دستم یا علی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş