شمارهٔ ۱۲۹
ن نظیری نیشابوری
0
Altın Yaprak
این پیش خیل کج کلهان از سپاه کیست
وین قبله یی که کج شده طرف کلاه کیست
دامن کشان چو ابر به گلزار می رود
تا آب نرگس که و برق گیاه کیست
پایم به پیش از سر این کو نمی رود
یاران خبر دهید که این جلوه گاه کیست
آن ابروی کشیده کمان از چه خانه خاست
وین غمزه گرفته کمین در پناه کیست
گیرم تبسمت کند انکار کشتنم
آن غمزه حریص سیاست گواه کیست
گرد سر تو گشتن و مردن گناه من
دیدن هلاک و رحم نکردن گناه کیست
بر باد داده طره ز رخسار یار گر
لخت جگر به جیب که گل در نگاه کیست
از کف به عذر دامن و دستت نمی دهم
دانسته ام که گوشه چشمت به راه کیست
کف می کشد به زلف و نمی گویدش کسی
کان زلف در هم از اثر دود آه کیست
چون بگذرد نظیری خونین کفن به حشر
خلقی فغان کنند که این دادخواه کیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş