شمارهٔ ۱۲۱
ن نشاط اصفهانی
0
Altın Yaprak
باده عشق ترا دل جام شد
پرتو روی ترا جان نام شد
زین سپس پیمان غم باید شکست
نوبت پیمانه عهد جام شد
در شمار خاصگان مردود ماست
هر که او مقبول طبع عام شد
بی رخ و زلفش چهار بر ما گذشت
تا شبی شد صبح و روزی شام شد
ترک بدخو سرکشی از سرنهاد
اندک اندک مرغ وحشی رام شد
در رهش گفتم فشانم جان نشاط
آن هم اندر کار یک پیغام شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş