شمارهٔ ۱۵۳
ن نشاط اصفهانی
0
Altın Yaprak
یا بیا افتادگان را دست گیر افتاده باش
یا نداری دست دل بردن برو دلداده باش
خامه ی نقش آفرینت هست لوحی ساده جو
ورنه پیش خامه نقاش لوح ساده باش
گر بسر سودای غوغای خداوندیت هست
خواجه شو یابنده شو و زهر غمی آزاده باش
دست افکندن نداری پای افتادن که هست
هر کجا دستی بر آید ز آستین افتاده باش
روی نیکو گر نداری خوی نیکو جو نشاط
ورنه گر سد گنج داری رنج را آماده باش
بر گشایشهای دورانت اگر دلتنگی است
بستگی های جهان را با دل بگشاده باش
این جهان چون ساغر آمد فیض یزدان باده اش
محو ساغر تا به کی یک چند مست باده باش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş