شمارهٔ ۲
ن نشاط اصفهانی
0
Altın Yaprak
بر سر کوی خرابات مقامی ست مرا
نه غم ننگ و نه اندیشه نامی ست مرا
می روم تا چه کند مکرمت باده فروش
نقد جانی به کف و حسرت جامی ست مرا
ای اسیران قفس گوش بدارید فراز
با شما از چمن قدس پیامی ست مرا
دام بگشایی و جز سوی تو نگشایم گام
که بپا از دل سودازده دامی ست مرا
با وجود تو دگر جای ملالت نبود
در همه دهر مگو غیر تو کامی ست مرا
تو خداوند من و از تو همین لطفم بس
که مرا بینی و گویی که غلامی ست مرا
ترک خود گیر اگرت هست سر دوست نشاط
که همین در دل غم دیده مقامی ست مرا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş