بخش ۱ - سرآغاز
ن نظامی گنجوی
0
Altın Yaprak
خداوندا در توفیق بگشای
نظامی را ره تحقیق بنمای
دلی ده کاو یقینت را بشاید
زبانی کآفرینت را سراید
مده ناخوب را بر خاطر م راه
بدار از ناپسند م دست کوتاه
درونم را به نور خود برافروز
زبانم را ثنا ی خود درآموز
به داوود ی دلم را تازه گردان
زبور م را بلند آوازه گردان
عروسی را که پروردم به جانش
مبارک روی گردان در جهانش
چنان کز خواندنش فرخ شود رای
ز مشک افشاندنش خلخ شود جای
سواد ش دیده را پرنور دارد
سماعش مغز را معمور دارد
مفرح نامه دلهاش خوانند
کلید بند مشکل هاش دانند
معانی را بدو ده سربلندی
سعادت را بدو کن نقش بندی
به چشم شاه شیرین کن جمالش
که خود بر نام شیرین است فالش
نسیمی از عنایت یار او کن
ز فیضت قطره ای در کار او کن
چو فیاض عنایت کرد یاری
بیار ای کان معنی تا چه داری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş