شمارهٔ ۴۲۵
ح حکیم نزاری قهستانی
0
Altın Yaprak
هر کس نظر خاطر با خوش منشی دارد
آری دل مشتاقان با جان کششی دارد
از طعنۀ بی حاصل بدخواه چه می خواهد
او عاقل و من عاشق هر کسی روشی دارد
گر تو بروی اما در پردۀ زهادی
این رند خراباتی هم پرورشی دارد
صراف وجود ما خون دل رز باشد
خود سنگ محک گوید هر زر که غشی دارد
ما ریخته خون رز در حلق و حسود ما
خون دل خود خورده هر کس خورشی دارد
گفته ست نزاری را ناگاه بسوزانم
من نیز رضا دادم گر یخ تبشی دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş